به وبلاگ خودتون خوش آمدید

و امــــــــروز
بی ســــــر و صـــــــــدا پیدایـــــت شد
تـــــا بــــه رخ نکشـــــــــی اشتباهاتـــــــــــــم را
ایـــــن بـــــار کفــــش هایـــــت را می دزدم
مبــــــــــادا فکـــــر ِ رفتــــــــــن به ســـــرت بزنــــــــد

شکستم
نه آن زمان که رفتی ..
همان وقت که گفتی می روی ..

پيشاني اَت بُقعه ي هَميشــه اَمن ياد ِ من استـ ...
مي بوسَمش شايـــد از پُشت اين ضَريـح حــاجت رَوا شومـــ !!!

+چه روزنه امـ ـیدی ممکن است باشد ؟!
وقتی نداشته ها بیـ ـشتَر از داشته هاست

از خواب پريدم
چشام پر اشک بود
بلند شدم و يه راست رفتم سمت کمد
تنها يادگاری از تو
عطرت بود که روی پيرهنم جا مونده بود
سر کشيدم بوی نبودنت رو
![[تصویر: sokoot.jpg]](http://s1.picofile.com/file/6200599594/sokoot.jpg)
از تـ ُ چـهـ پنهــانـ
گــاهۓ برایـم آنقـدر خواستنـۓ مۓ شوۓ
کـ شـروع مۓ کنم
بـ شمــارش تکـ تکـ ثانیـهـ
براۓ یکـ بار دیگـر رسیـدن
بـ بوۓ تنتــ ...

چقدر دلم هوایت را می کند
حالا که دگر هوایم را نداری...!
نميــــــدانمـــ
تعبيـــــر نگاهتـــــــ
خداحافظـــــ يستـــ ــ ـ
يا انتــــــظار ؟!

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند
همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود . . .

همیشه به یادت هستم ،اماشاهدی ندارم جز کلاغ بام خانه مان
که او هم حقیقت را به تکه پنیری میفروشد.
با تمام کنار او بودَنـهآیت " کنــآر " می آیم...
فقط محض رضای " خـُـدا "
دست از سر خوابهایم بردآر ...
