لیلی و فرهاد
... ﮔﻔﺖ :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻫﯿﺲ ...!
ﻣﻦ ﺑﺎ " ﻓﺮﻫﺎﺩ" ﺷﻤﺎﻟﻢ ..!!!..
بلندترین شبم
بلندترین شب سال هم خورشید را ملاقات خواهد کرد و این یعنی
بوسه گرم خداوند بر صورت زندگی وقتی همه چیز یخ می زند.
یلدا مبارک
یکم مونده بود

من که ازخنده غش کردم
توچی؟
خدااااایا....

بی اعتمادی
وقتی پسراشماره میدن پیش خودم فکرمیکنم و به خودم میگم:
اگه بگیرم میگه دختره جلفه اگه نگیرم میگه حتما یکیوداره
هه هه هه
درهرصورت قبولمون ندارن پس بهتره وقتموحدرندم وبذارم
برن
تاوابسته نشدم

دمش گرم ....

خودخودشه...
نحوه درس خواندن ترکها:
(ماتوایران اصلا ترک نداریم ترک بااذری زبوناو.. فرق داره)
بونوکی بیلیرم،بوداکی مهم دییل،بوداکی چوخدوورمز،
بوداکی انشالله گلمز،بونوداکی تقلب الرم،
خب داگوتولدو..!!
امتحان

شب امتحان مثل شب اول قبر...
من شب امتحان این شکلیم...
توچه شکلی؟
چشم به راه
هرغروب یه قبضه اشک میریزم مثلهمون یه قبض خاک وجومون..
حالم شنبه وجمعه نمیشناسه
حالم بده اقاجون پس کی میایی...
سلام
سلام"
من که حالم تعریفی ندارد،
تو تعریف کن؛ حالت خوب است؟
مرا این روزها نمی بینی خوش حالی تری؟ !!
یادم که آزارت نمی دهد؟!!
من که به یادم" یاد داده ام دیگر مزاحمت نشود!
جز وقت هایی که خودت می خواهی.!!!
اما کاش تو هم به یادت کمی استراحت می دادی!
خسته شد از بس در ذهن من چرخید... !!!
تنهایی من به درک؛
خسته شدم از بس که از دست یاد تو
خسته شدم... !

آهای مردم دنیا...

آی ای اهل زمین ... آی ای آدم ها...
از شما بیزارم!!
از شماها که نمی فهمیدم
کین من خسته چه حالی دارم...!؟
همه شبهای من از غم لبریز
کاسه صبر دو چشمم سرریز ؛
اشک هم بازی چشمان من و
در من انگار زنی در کفن و ؛
غصه هایم یک کوه، خنده هایم یک کاه
مثل یک عابر پیر که فرو مانده به راه ؛
روزگارم چه پریشان، درد در من جاریست
بی هدف، سرگردان... زندگیم اجباریست ؛
آی ای اهل زمین... با شماهایم من
هیچ میدانیدم، که چه تنهایم من؟؟؟
ایکیو
ﻣﺮﺩ: ﺧﻮﺏ ﭘﺎ ﺷﻮ ﮐﺘﺖ ﺭﻭ ﺑﭙﻮﺵ
ﺯﻥ: ﺑﺎ ﮐﺖ ﮔﺮﻡ ﻧﻤﯿﺸﻢ
ﻣﺮﺩ : ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﺨﺎﺭﯼ...
ﺯﻥ: ﺁﺧﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺮﺩﻩ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﻧﻤﯿﺸﻢ
ﻣﺮﺩ: ﺑﺮﻭ ﯾﮏ ﭘﺘﻮ ﺑﯿﺎﺭ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﺕ
ﺯﻥ: ﺧﻮﻧﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮﺩﻡ ﻣﯽ ﺷﺪ
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﻨﻮ ﺑﻐﻞ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸﺪﻡ
ﻣﺮﺩ: ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ
ﺑﯿﺎﺭﯾﻢ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ :)
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟
چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟
چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟
چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟
چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟
چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟
چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟
چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟
چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟
چرا هر رابطه ای یا باید مخفی باشه یا به ازدواج ختم بشه؟
چرا با اینهمه شاعری که در طول تاریخ دارن شعر ترانه هاشون رو مریم حیدرزاده میگه؟
چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟
چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟
چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟
چرا سر عقد ، عروس دفعه سوم میگه بله؟
چرا با اینکه همه فضولند از فضولی بدشون میاد؟
چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟


خوش آمدید