یاد من باشد...
ياد من باشد از فردا صبح،
جور ديگر باشم...
بد نگويم به هوا، آب،زمين!
مهربان باشم با مردم شهر و فراموش كنم هرچه گذشت...
خانهي دل بتكانم از غم
و به دستمالي از جنس گذشت، بزدايم ديگر تار كدورت از دل
مشت را باز كنم، تا كه دستي گردد
ادامه نوشته
جور ديگر باشم...
بد نگويم به هوا، آب،زمين!
مهربان باشم با مردم شهر و فراموش كنم هرچه گذشت...
خانهي دل بتكانم از غم
و به دستمالي از جنس گذشت، بزدايم ديگر تار كدورت از دل
مشت را باز كنم، تا كه دستي گردد
و به لبخندي خوش، دست در دست زمان بگذارم
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 11:22 توسط setareh
|



خوش آمدید