برمیگردم.........
برمیگردم اماکی نمیدانم................
برمیگردم اماکی نمیدانم................

✔ چـﮧ تقـבیـر بـَבیستــــ ✔
✔ مـَטּ اینجــآ بــے تـُو مــے سوزَمــ ✔
✔ و تـُو آنـجــآ بــا او مـے سآزــــے ✔
دلم برای اون که فکر میکردم بودی تنگ شده ...!

که شـــــــدم...

هـیــــس…
حــواس تــنــهــایـــی ام را
بـــا خـــاطـــرات خـــوب
بـــاتـــو بــــودن
پــرت کــرده ام…بـگـو کـسـی حـرفـی نـزنـد…
بــــگــــذار ....
لـحـظـه ای آرام بـگـیـرم…

ساده بگویم ...
صدای نفسهایت را کم آورده ام ...!

دیر که جواب میدهی نگران می شوم ...!
می گویند نگرانی ، عشق نیست !
چند روز که صدای خنده هایت را نمی شنوم دلتنگ می شوم ...!
می گویند دلتنگی ، عشق نیست !
به بودنت،به عاشقانه هایت عادت کرده ام ...!
می گویند عادت عشق نیست !
و من هنوز حیرانم از این همه که درگیرم با تو ...
که می گویند عشق نیست !
تو بگو عشق هست ؟ !
یا عشق نیست ؟ !

قشنگترین اتفاق ذهنم
حادثه ی شنیدن صدای تو بود ...!
چقدر تنهایم
وقتی
گاهی کم می شوی ...!

این روزها
مدام دلم بهانه ات را می گیرد !
هی آرامش می کنم
اما ...
نه من آرام کردن بلدم
و نه او آرام شدن !.!.!.!

نـشـانـی ام عـوض نـشـده
هـنـوز در هـمـیـن خـانـه ام…!
فـقـط دیـگـر…
زنـدگـی نـمـی کـنـم !
ازهیچکارکودکیم پشیمان نیستم...
جز آرزوی بزرگ شدن....!

نشستم....
مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است......! 

تا حالا به کفش هات نگاه کردی؟؟؟
دو تا عاشق
دو تا همدم
که با هم میمیرن
با هم خاکی میشن
بدون هم زیر بارون نمیرن
کاش آدم ها هم کمی از کفش هاشون یاد میگرفتن...

از جنس قلابیِ آدم ها
هـــی فلانــــــــــی!
راهت را بگیــر و برو ...
حوالـــــــــــــــی ما توقف ممنوع است!


وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر
وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر
خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام